تبليغاتX
عصر نو در روابط عمومی - روزهای تجربه ... روزهای خاطره ... روزهای دغدغه .کنفرانس 2006 اصفهان

سخنراني دكتر ماهاتير بن محمد

در اصفهان

در روز 18 سپتامبر 2006ساعت 9 صبح

(1)                          مايلم از برگزار كنندگان اين اجلاس ،‌ از شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان بخاطر دعوت من به شهر زيياي اصفهان و سخنراني در اين همايش  تشكر كنم.

(2)                          جهان وارد عصر اطلاعات شده است. اين تند ترين تحول اقتصادي از زمان انقلاب صنعتي است.ما فرصت انقلاب صنعتي را از دست داديم و ناچار بوديم براي يك جهش در توسعه خود هزينه گزافي را بپردازيم. اما اين بار هزينه عدم شركت در انقلاب نوين  اقتصادي متكي بر آگاهي و دسترسي بي نهايت به اطلاعات  براي ما قابل جبران نيست. اگر اين مرتبه نيز ما اين فرصت را از دست بدهيم براي هميشه عقب افتاده و زير دست خواهيم ماند.

(3)                           تا اين جاي  موضوع براي همه روشن است كه “ بازرگاني “  نياز به آگاهي دارد. اما برخي از بركات همين مقدار دانش بيشتر از ديگران بهره مند مي شوند. و آنهايي كه پتانسيل بيشتري براي دانش در نظر مي گيرند بيشتر مي توانند از آن بهره مند شوند. اين ديدگاه در بازرگاني به “ بهره“ بيشتر و در جنگ به “پيروزي“ منجر مي شود.

(4)                           يك داستان ساده است كه اين واقعيت را به تصوير مي كشد. در زمانهاي دور و قبل از ظهور ارتباطات مدرن ،‌ ديده ها و شنيده ها كه همان چشم و گوش هستند مستقيما تمام اطلاعات يك فرد را تامين مي كرد.اما بكار گيري اطلاعات توان پردازش اطلاعات را نياز دارد و اين به معناي آن است كه بتوان اطلاعات را به درستي آناليز كرده و سپس آنرا به كار بست.

(5)                           حدود 200 سال پيش مالك يك مغازه فروشنده اجناس مختلف در يك شهر كوچك در اسكاتلند توانست بهتر از رقباي خود عمل كند. تنها كار ي كه وي مي كرد اين بود كه از يك تپه در آخر شهر بالا مي رفت و از آنجا آقيانوس آتلانتيك را به سوي شرق تا خط افق  مشاهده مي كرد.

(6)                           چشم هاي اين مغازه دار مي توانست يك نقطه سياه كوچك در دور دست دريا را به عنوان يك كشتي تشخيص دهد كه براي  اين نقطه دور افتاده  اجناسي را وارد مي كرد. اين مغازه دار هنگامي كه كشتي را مشاهده مي كرد شتابان به مغازه خود مي رفت و اجناسي را كه در انبار داشت با قيمتي رقابتي نسبت به همكاران خود مي فروخت و لذا مي توانست اجناس بهتري را با قيمت پايين تري از كشتي خريداري كند.

(7)                          هنگامي كه يك يا دو روز بعد محموله كشتي به شهر مي رسيد، او تمامي انبار خود را فروخته بود و مي توانست جاي آن را با اجناس بهتر و ارزانتر پر كند. اين در حالي بود كه رقباي اين فرد همچنان با اجناس قديمي منتظر خريدار بودند.

(8)                           در ارتباط با اين داستان مي توان نتيجه گرفت كه  اطلاعات در مورد زمان تامين جنس به راحتي توسط هر كسي به دست مي آمد ولي كاربرد اين دانش بايد از طريق انديشيدن به دست مي آمد. امروز نيز ما در جهان ارتباطات و اطلاعات زندگي مي كنيم. اطلاعاتي كه امروز ما مي گيريم مانند طوفان مي آيد و همه به آن دسترسي دارند. اولين اقدام بايد غربال كردن  اطلاعات باشد تا اين كه تشخيص دهيم كدام اطلاعات براي ما مناسب تر است. و سپس بايد به اين موضوع انديشيد كه اين اطلاعات چگونه براي اهدافي كه در سر داريم مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

(9)                           هنگامي كه براي اولين مرتبه “ ريز مدارها “  ساخته شدند اولين كاربرد آنها در ساخت ماشين هاي حساب بود. در واقع در آن زمان اين نياز وجود داشت كه از طريق ابزارهاي مكانيكي مانند چرتكه محاسبه هاي جمع و تفريق سريعتر انجام شود. و سپس ماشين حسابهاي الكتريكي و الكترونيكي ساخته شدند.  و از آن مرحله تا ساخت تلفن همراه يك پرش بزرگ به نظر مي رسد اما اساس كار همچنان همان “ ريز مدارها“  هستند و محاسبه جمع و تفريق ارقام يا ارقام جفتي يا دوتايي.

(10)                        در هر مرحله اي و براي مردان هوشمند تجارت ، “ فرصتها“  خودنمايي مي كنند. از سيگنال هاي ساده تلگرافي تا ساخت گوشي هاي تلفن همراه هزاران شغل ايجاد شد.

(11)                        اطلاعات اكنون از طريق گوشي هاي تلفن همراه به راحتي منتقل مي شود. ولي يك نفر تلاش مي كند كه ايده اي به نام “اس ام اس “يا سيستم ارسال پيامهاي كوتاه را خلق كند. گوشي تلفن همراه هرگز براي اين منظور ساخته نشد و هرگز بخشي از خدمات اطلاعاتي پيشين نيز نبود. اما ظرفيت ريز پردازنده ها ( مايكروچيپ ها) اين امكان را فراهم آورد  و ما امروز مي دانيم كه سيستم پيامهاي كوتاه تا چه اندازه فراگير شده است. هر روزه ميليونها “اس ام اس“ مبادله مي شود كه نتيجه آن درآمدهاي سرشار براي شركت هاي مخابرات است. شغلي كه هرگز به تخيل كسي خطور نمي كرد امروز به يك تجارت و منبع درآمد  بزرگ  مبدل شده است كه ما آنرا “چرخ پول ريسي“ مي ناميم.

(12)                        دراين ميان نيز فرد ديگري ايده “ نظرسنجي“  را با ايده “اس ام اس“ تلقيق كرد و از تلفيق اين دو ايده برنامه اي به نام شو “ بت آمريكايي “ ايجاد شد كه در آن از طريق اس ام اس محبوت ترين فرد آمريكايي شناسايي مي شود. بديهي است كه ايده اوليه اين كار تلاش براي افزايش ارسال پيام هاي كوتاه و در نتيجه كسب درآمد بيشتر براي شركتهاي مخابرات بوده است. و در اين طريق شما مي بينيد كه يك تجارت جديد با شاخه هاي درآمدي متعدد  به دست آمده است.

(13)                       در اينترنت نيز توسعه موتورهاي جستجو مانند ويندوز ، ياهو، وگوگل ،‌ براي شركت هاي نرم افزاري ملياردها دلار درآمد كسب كرده است. ما مي توانيم بگوييم كه ايده اوليه اين موتورهاي جستجوي از احساس نياز براي دسترسي و دسته بندي كلمات در چارچوب يك “فرهنگ لغات“ شروع شد. در واقع موتورهاي جستجو چيزي بيشتر از يك فرهنگ لغات پيشرفته نيستند.

(14)                        امروزه ما مي بينيم كه تجارتهاي دانش محور در نقاط خاص جغرافيايي شكوفا شده اند. يك مركز “سيليكون ولي“ در كاليفرنياي  آمريكا و ديگري در بنگلور هند است. يكي در يك كشور بسيار پيشرفته قرار دارد در حالي كه ديگري در يك كشور در حال توسعه است. و البته مدتها طول كشيد تا اين موقعيتهاي جغرافيايي مورد پذيرش ديگران قرار گرفت. امروزه مراكز بيشتري شكل گرفته اند. حيدرآباد هند نيز به عنوان يك مركز توسعه صنايع دانش بنيان مطرح شده است. و اين نشان مي دهد كه در حال توسعه بودن يك كشور مانع نمي شود كه مشاغل و تجارتهاي دانش محور در آن كشور توسعه پيدا كند.

(15)                        دامنه مشاغل دانش محور مي تواند به اندازه دامنه كسب و كار باشد.از توليد نرم افزار تا ساخت و توليد سخت افزار و تا كابردهاي توان سخت افزارها در همه اين مراتب يك طيف بزرگي از مشاغل و تجارتها مشاهده ميشود. و سپس طرح خاص “ريز مدارها“ مطرح مي شوند كه قادر به انجام كارهاي خاصي باشند. هر يك از هزاران شغلي كه متكي بر اين طيف باشد مي تواند به عنوان يك تجارت دانش محور براي پيشبرد اقتصاد  يك كشور در حال توسعه انتخاب شود.

(16)                        من فكر نمي كنم كه ما هميشه بايد نسخه اوليه يا منحصر به فرد چيزي را در اختيار داشته باشيم. بلكه ساده تر است كه كاري را كه ديگران هم انجام مي دهند ما هم انجام دهيم. اما آن چيزي كه مهم است شناسايي  مزيت هاي نسبي كشورها است كه تشخيص داده  شود چه نوع كاري براي كدام كشور مناسب است.

(17)                        در همان آغازي كه عصر ارتباطات و اطلاعات آغاز شد مالزي تصميم گرفت كه وارد عرصه فناوري اطلاعات (آي تي) شود. ما عصر صنعت را از دست داديم زيرا هنگامي كه انقلاب صنعتي شروع شد ما تحت سلطه حكومت استعماري بوديم. ما ديگر نمي خواستيم اين انقلاب كه متكي بر اطلاعات بود را از دست بدهيم.

(18)                        در آغاز ما واقعا اطلاعات كمي در مورد اين كه چه كارهايي را مي توان از اين فناوريهاي جديد مي توان كسب كرد داشتيم. اما ما در زمينه جذب سرمايه به هنگام تغيير ساختار از كشاورزي به صنعتي تجارب خوبي داشتيم. و اين تجربه “دارايي“ مهم ما براي ورود به عرصه  “ آي تي“  بود.

(19)                        كسب و كار هميشه در جستجوي يك محيط و فضاي دوستانه است. و ما مصمم بوديم كه اين فضا را ايجاد كنيم. ما يك كوريدور چندر سانه اي (مالتي ميديا) بزرگ را با سياستهاي حمايتي و انگيزشي بالا  طراحي كرديم كه مي توانست مشاغل متكي به آي تي را  پذيرا شود. در اين كوريدور كه در زميني به مساحت 15 كيلومتر در 50 كيلومتر طراحي شد كارهايي مانند تحقيق و توسعه تا توليد واقعي سخت افزار را مي توانست در خود جاي دهد. همه زيرساختهاي مورد نياز بويژه زيرساختهاي ارتباطي و دسترسي به اينترنت در اين كوريدور جمع آوري شد.

(20)                        دولت نيز آماده دادن كمك بود. در اين مرحله ما به دنبال ماليات گرفتن نبوديم زيرا مايل بوديم دراين مرحله فقط در مورد كسب و كار جديد، خودآموزي كنيم. شركتهاي داخلي و خارجي دعوت شدند. يك لايحه قانوني نيز تصويب شد كه ضمانت مي داد كه سياستهاي اعمال شده دچار تغييرات نا گهاني كه به كسب و كار آنها آسيب بزند نخواهد شد.

(21)                        يك دانشگاه چند رسانه اي نيز طراحي و ساخته شد كه نيروهاي مورد نياز صنايع متكي بر فناوري اطلاعات را پرورش دهد. از دانشمندان و محققيني كه در خارج از كشور زندگي مي كردند نيز دعوت شد كه به كشور بازگردند.

(22)                       به سطح و كيفيت زندگي عادي روزانه در اين كوريدور نيز توجه خاص شد. يك شوراي بين المللي از شركتهاي مشهور جهاني نيز طراحي شد كه دولت را در ارتباط با جهت و سمت و سوي سياستها،  و سرمايه گذاران را در ارتباط با نيازهاي صنايع راهنمايي كند.

(23)                       امروزه اين سوپر كوريدور چند رسانه اي در مالزي افزون بر يك هزار شركت كه حداقل 50 واحد از آنها در سطح جهاني هستند را در خود جاي داده است. بسياري از اين شركتها مالزيايي هستند و بسياري از محصولات آي تي كه آنها توليد كردند در سطح جهان بازاريابي و به فروش رفته است.

(24)                       همچنين انكوباتورهايي كه داخل دانشگاهها در اين سوپر كوريدور قرار داشتند وسايل و امكانات لازم براي محققان كه ايده هاي خود را پردازش كنند و نمونه هاي اوليه خود را امتحان كنند در اختيار سرمايه گذاران جوان قرار داد. يك “سرمايه ريسك پذير“ نيز  در اختيار قرار داده شد تا ايده هاي خوب براي اجرايي شدن به منابع مالي لازم دست پيدا كند.

(25)                        قطعه سازي يك كسب و كار بزرگ در داخل كوريدور شد. بانكها نيز مراكزي را در اين كوريدور ايجاد كردند كه درخواستهايي ازتمام جهان در مركزي به نام سايبر جايا ( شهرك سايبر) در نزديكي كوالالامپور پردازش مي شد.  همچنين به منظور بهره برداري از اجناس و ايجاد ارتباطات سهل الوصول و خوب   مراكز توزيع قطعات خودرو ها و اجزاء صنايع در داخل كوريدور در نظر گرفته شد.

(26)                        مثلا يكي از مزيتهايي كه ما در مالزي از آن بهره برديم تركيب جمعيتي چند نژادي كشور ما است. مالزي داراي مردمي از نژاد مالايي ، هندي و چيني است كه هر كدام از اين نژادها لهجه و زبان خود را دارند. ولي علاوه بر اين،  همه اين نژادها با زبان انگليسي با يكديگر گفتگو مي كنند و مي توانند به لحجه ها و زبانهاي مختلف انگليسي مانند بريتيش،‌ كانادايي ،‌ آمريكايي، استراليايي،‌ و حتي برخي لهجه هاي  استاني در انگليس يا اسكاتلند تكلم كنند. و اين تسلط بر زبان انگليسي باعث شد كه طرفهاي ما در كشورهاي مختلف احساس نمي كردند با يك نفر مالزيايي مشغول مكالمه و گفتگو هستند بلكه فكر مي كردند با يك هموطن خود تكلم ميكنند.

(27)                        در آي تي هميشه امكان بهبود فناوري و كاربردها وجود دارد. همچنين زمان انبار داري محصولات آي تي بسيار كوتاه است و اين بخاطر آن است كه افراد و خصوصا محققان اين رشته هر روز تلاش دارند كه كيفيت محصولات را ارتقاء بدهند و كاربردهاي جديدي را به محصول خود اضافه كنند. مثلا يك تلفن همراه امروزه يك دوربين و يك دستگاه ارسال پيام و عكس و چيزهاي ديگري نيز هست. و اكنون كره اي ها تلفن همراه 4G  را طراحي كرده اند.

(28)                        با اطمينان مي توان گفت كه هر چيزي كه براي راه اندازي يك كسب و كار ياد مي گيريم مي تواند با كمي بهبود به توليد و كسب و كار جديدي كه در تصور و تخيل ما بوده منجر شود. البته برخي از اين ايده ها كه نياز به سرمايه گذاري هاي كلان دارد براي كشورهاي در حال توسعه مناسب نيست ولي در مقابل برخي كسب و كارهايي هستند كه نياز به سرمايه كمي دارند ولي بازدهي بسيار بالايي را براي كشور در بر دارند.

(29)                       نرم افزارهاي موتورهاي جستجو هميشه در حال بهبود و ارتقاء كيفيت هستند ولي براي راه اندازي گوگل پول زيادي لازم نبود. اساسا گوگل نتيجه بررسي كامل ويندوز و ياهو و كشف نقاط ضعف اين دو نرم افزار بود. طي سالها مي توانيم انتظار داشته باشيم كه موتورهاي جستجوي بيشتري به بازار بيايد و ويندوز نيز هر سال با ارتقاء خود كسب و كار و درآمد زيادي براي مايكرو سافت در سراسر جهان ايجاد مي كند.

(30)                       برخي از كارهاي آي تي نياز به يك نيروي كار بسيار زياد دارد. و حتي توان رايانه ها در طراحي و محاسبه نمي تواند جايگزين نياز به نيروي انساني زياد شود. آموزش و توليد مهندسين و تكنيسين ها خود يك كسب و كار سود آور و پر درآمد است.  هر تعدادي از كاربردها مي تواند وجود  داشته باشد كه دانش و مهارت آنها  مورد استفاده قرار گيرد.

(31)                       برخي شركتها در انيميشن رايانه اي تخصص يافته اند. به رغم قدرت و توانمندي بالاي  رايانه ها ولي ايجاد انيميشن نياز به وقت زيادي دارد و فضاي زيادي را براي كسب و كار هاي جديد ايجاد مي كند.

(32)                       اگر فراتر را مشاهده كنيم به صنعت “ رباتيك“  مي رسيم. اين رشته و زمينه كار به سرعت در حال رشد است. دراين زمينه ژاپني ها  و كره اي ها بسيار پيشرفت كرده اند. حتي دانشمندان جوان ما در مالزي به پيشرفتهاي قابل توجهي در زمينه توسعه رباتها و كاربردهاي آنها رسيده اند.

(33)                       شبيه سازها ( سيمي لاتورها) بخش ديگري هستند كه از رايانه استفاده مي كنند.همه هواپيما ها سيميلاتورهايي را دارند كه توسط شركتهاي مشهوري در آمريكا يا اروپا ساخته شده اند. اما برخي شبيه سازهاي  كوچك براي استفاده در هلي كوپتر ها و كشتي هاي كوچك در بندرهاي مالزي ساخته شده است. من مطمئن هستم كشورهاي ديگري نيز هستند كه اين شبيه سازها را توليد كرده اند.

(34)                       حس گرها (سنسورها) اساسا قطعاتي هستند كه ما را از وضعيت چيزهاي ديگر آگاه مي كنند. اين مي تواند گرما باشد يا حركت باشد يا هر تغييري در حال اتفاق افتادن است. و البته اطلاعات دريافتي از اين حسگرها ميتواند توسط يك اپراتور مورد استفاده قرار گيرد. امروزه همه كارخانه هاي جهان توسط حسگرهايي اداره مي شوند كه اطلاعات را به رايانه مي دهند كه اين اطلاعات اپراتورها را قادر مي سازد كه براي دستيابي به بهترين نتايج تنظيمات مناسب را به دستگاهها بدهند. اگر در همين زمينه بيشتر دقت كنيم مي توانيم رايانه ها را به نرم افزارهايي مجهز كنيم كه رايانه راسا مشكلات را تشخيص داده و تغييرات يا تنظيمات مناسب را ايجاد كند تا بهترين نتيجه در كارخانه حاصل گردد.

(35)                        به وضوح مي توان به تعداد انبوهي از كسب و كارها اشاره كرد كه مي تواند بر اطلاعات و دانش متكي شود. ولي بايد اين واقعيت را پذيرفت كه برخي كشورها از اين امكان بيشتر از ديگران استفاده كرده اند. برخي كشورها پيشرفته اند و برخي ديگر در حال پيشرفت هستند. ولي هر دو گروه كشورها به اندازه مساوي به اطلاعات دسترسي دارند. اين سوال مطرح مي شود كه چرا برخي كشورها بيشتر و برخي كشورها كمتر از دانش فراروي خود استفاده مي كنند يا اصلا از آن بهره نمي گيرند.

(36)                       اگر به من اجازه بدهيد مي خواهم كمي از موضوع سخنراني خود دور شوم . ممكن است ما زمينه مناسب را ايجاد كنيم ولي استفاده از اين زمينه نياز مند نوع خاصي نگرش و چارچوب فكري است. ما مي دانيم كه مسلمانان اوليه دانشمندان ، رياضي دانان و فيزيك دانان بزرگي را به جهان عرضه كردند. آنها بسيار جلو تر از دانشمندان اروپايي بودند كه در “ عصر تاريكي“  در جهل غوطه مي خوردند.

(37)                       اما در قرن پانزدهم بعد از ميلاد مسيح به مسلمانان گفته شد كه ترجيهي براي يادگيري آنچه آنان موضوعات غيرمذهبي قلمداد مي كردند وجود ندارد. و بجاي اين علوم دانشمندان مسلمان بايد به مطالعه دين بپردازند كه در زندگي پس از مرگ به كار آنها مي آيد. متعاقبا آنها مطالعه و تحقيق در زمينه علوم را متوقف كردند، و به اين ترتيب وظيفه اسلامي ما كه مشاهده بود به فراموشي سپرده شد. “ مشاهد ه “‌ از نظر اسلام مطالعه و فهم  و درك خلقت خداوند شامل روز و شب ، ماه و خورشيد ،‌ حاصلخيزي خاك و باران است. كنجكاوي در آنچه خداوند آفريد ديگر به مطالعه فشرده در زمينه بهبود كشاورزي ،‌ تجهيز دريانوردي ,‌ يا توليد نشد و دانش مسلمانان كم و كمتر و  باعث شد كه آنها بيشتر و بيشتر عقب افتاده و جاهل  شوند.

(38)                       از سوي ديگر اروپايي ها به كتابهايي كه توسط دانشمندان و رياضي دانان مسلمان نگاشته و انباشته  شده بود دست پيدا كردند و  از اين طريق به رنسانس رسيدند و با خروج از عصر تاريكي به تمدن جديد خود دست يافتند.

(39)                       آنها توانستند اين كار را انجام دهند زيرا يك احساس عميق كنجاوي و يادگيري را پيدا كردند و با يادگيري در مورد خلق خداوند آنها توانستند كابردهاي دانش خود را نيز به دست آورند.

(40)                        مطالعه علوم به احساس نياز به دانستن كه همان دانش آموزي است منجر مي شود. هر گونه يافته منجر به سوالات جديدي مي شود و هر سوالي  كه پاسخ داده شود منجر به طرح سوالات بيشتري مي شود. تلاش براي كسب دانش مرزي ندارد. اين تلاش به انقلاب صنعتي منجر شد و اكنون انقلاب اطلاعاتي را پديد آورده است. انقلاب اطلاعاتي به معناي آن است كه امروزه بيش از هر زمان ديگري دانستن توفيق يا شكست ما را تعيين مي كند.

(41)                       بنا بر اين اگر ما مي خواهيم كه از عصر اطلاعات استفاده كنيم بايد  احساس كنجاوي دانشمندان خود را داشته باشيم. ما نياز به مغزهاي علمي داريم. فقط دراين شرايط است كه ما به كسب و كارهاي متكي بر دانش دست پيدا مي كنيم. و فقط در اين شرايط است كه ما مي توانيم به صورت تحليلي يا منطقي فكر كنيم.

(42)                       برخي از ما از علوم  و سوالهايي كه علم ايجاد مي كند, و از شيوه هاي كه برخي از اعتقادات ما را رد مي كند هراس داريم. علماي  اسلامي به صورت خاص از علم هراس دارند زيرا علم توضيحات  آنها در ارتباط با چگونگي خلقت را به چالش مي كشد.

(43)                       اين در حالي است كه علم بايد ايمان ما را تقويت كند زيرا در حالي كه علم مي تواند به سوال “ چگونه “ پاسخ دهد ولي علم هركز نمي تواند به سوال “ چرا “ پاسخ دهد. هنگامي كه ما مي پرسيم “ چرا“ فقط به يك پاسخ مي رسيم و آن اراده خداوند است.

(44)                       ما مي دانيم كه آب از دو اتم اكسيژن و يك اتم هيدروژن تشكيل شده است. اما چرا هيدروژن و اكسيژن ، چرا عناصر ديگري دخيل نيستند؟  چرا ما مي توانيم آب را بنوشيم و چرا بدن ما عمدتا از اب تشكيل شده است و از مايع ديگري تشكيل نشده است؟

(45)                       ما هوا را تنفس مي كنيم چرا نمي توانيم گاز ديگري را تنفس كنيم؟ چرا جهان از ستاره ها و سياره ها تشكيل شده است؟  چرا اين كرات با فواصل نوري از يكديگر فاصله دارند؟ دنياي كوچكي كه ما اعتقاد داريم خداوند خلق كرده است بسيار بزرگتر است. بنا بر اين خداوند بسيار بزرگتر از آن است كه ما تصور مي كنيم . درمقابل اين سوالها “علم “  هيچ پاسخي ندارد.

(46)                       “علم“ فقط مي تواند خلقت خداوند را مشاهده، مطالعه و تحليل كند و به ما بگويد  پديده ها چه هستند ولي نمي تواند به ما بگويد “ چرا“‌ . در پاسخ به “ چرا“  فقط مي توان گفت چون اراده خداوند است. برخي هستند كه اين اراده خداوند را به نام “ طبيعت “ مي شناسند ، ولي طبيعت چيست؟ نهايتا ناچاريم به اين نتيجه برسيم كه طبيعت نيز همان است كه خداوند اراده مي كند.

(47)                       من بخاطر اين تغيير موضوع در سخنان خود عذرخواهي نمي كنم زيرا اگر ما بخواهيم از علم استفاده كنيم ناچاريم كه ذهن پرسشگر دانشمندان را داشته باشيم. سپس ما مي توانيم احتمالات را ببينيم و ياد مي گيريم كه در بكارگيري از دانش كه از سوي خداوند به ما اعطاء شده نافرماني نمي كنيم. اما به عنوان مسلمانان ما بايد محدوده ها را بدانيم.  ما هرگز نبايد اصول اسلامي كه در قرآن و احاديث معتبر آمده فراموش كنيم.

(48)                       هر مبنايي را كه در تحليل نهايي انتخاب كنيم  وابسته به توان ما است كه فرصتهايي كه دانش براي ما و توفيق كسب و كار ما و مالا توسعه كشورمان ايجاد كرده شناسايي كنيم. براي خلق زمينه هاي صحيح ما بايد مزيت هاي خود را شناسايي كنيم. شناسايي مزيتهاي خود به اضافه توان فناوري نوين راهي را كه ما بايد در آن گام برداريم  به ما نشان مي دهد.

+ نوشته شده توسط آشنا در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 10:1 |


Powered By
BLOGFA.COM